هاناهانا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

کوچولوی مامان و بابا

شب اول تولد دخملم تا یک ماهگی

1392/4/10 18:09
نویسنده : هانی و امیر
1,769 بازدید
اشتراک گذاری

دختر نااازم هنوز باورم نمیشه تو توی بغلمی

باورم نمیشه مامان شدم

الهی قربون اون دست و پای کوچولوت بشم

این اولین عکس تکی زندگیت

 اولین عکس دخملم

همه مخصوصا من و بابایی و مامان جون و بابا جون و خاله هدیه خیلی از اومدنت خوشحال بودیم

مامان بزرگ و بابا بزرگ و عمه و عمو هم از اصفهان زنگ میزدن و حالت رو میپرسیدن

شب اول توی بیمارستان مامان جون مهربون موند پیشم...اون شب خیلی گریه کردی و من و مامان جون اصلا نخوابیدیم...

نمیدونم چی شده بود دخترم ولی با هر اشکت منم ناراحت میشدم و اشک میریختم...

الهی قربونت برم مامان بعدا فهمیدیم که گشنه ات بوده و سیر نشده بودی که گریه میکردی...

فرداییش که روز تولد خودم بود از بیمارستان مرخص شدم...

اینم عکست موقع ترخیص از بیمارستان

 موقع اومدن به خونه

چهارمین روز بعد از دنیا اومدنت اولین حموم زندگیت رو رفتی

اینم عکسش

 اولین حموم

پنجمین روز تولدت مادر بزرگ و پدر بزرگ از اصفهان اومدن دیدنت

من و بابایی هم صبح اون روز شما رو بردیم برای آزمایش تیروئید

اینم عکست توی اون روز

 روز پنجم تولد

روز 27 ازدیبهشت برات جشن هفت شب گرفتیم همه فامیل اومدن دیدنت دختر گلم

 هفت شب

7شب

روز نهم زردی گرفتی...خیلی روز بدی بود..دکتر گفت باید بستری بشی

ما خیلی ناراحت بودیم و من فقط اشک میریختم...دختر گلم چه جوری ازت دور بمونم...

خلاصه بستریت کردیم و مامان جون موند بیمارستان و من و بابایی و خاله رفتیم خونه تا من استراحت کنم

بدترین روز عمرم بود ..اشک میریختم و لباسات رو بو میکردم و گریه میکردم..خیلی سخت بود..خلاصه با حرفای بابایی آروم شدم و خوابیدیم و صبح فرداش اومدم پیشت..انگار چندین روز بود ندیده بودمش بغلت کردم و بوت کردم عزیزم..عاشقتم اینم عکست توی دستگااااااااه.... دلم ریش میشد وقتی میزاشتمت توی دستگاه و تو هم گریه میکردی و تا بغلت میکردیم آروم میشدی..خلاصه شب مرخصت کردن 24 ساعت توی دستگاه بودی

 زردی

 

روز چهاردهم تولدت امتحانای من شروع شد

تو پیش مامان جون میموندی و من میرفتم امتحان میدادم چند ساعتی که ازت دور بودم اندازه یه عمر میگذشت تا میومدم خونه و بغلت میکردم دلم آروم میشد...

روز پونزدهم سرما خوردی...الهی قربونت برم من

دلم کباب میشد برات وقتی بینیت کیپ بود و سخت نفس میکشیدی

که خلاصه اون هم گذشت

امتحانای مامانی هم تموم شد و به خیر گذشت

این عکس بیست و پنجمین روز تولدت

 25 روزگی

 

کلا دختر آرومی هستی مامانی...موقع هایی که گشنه باشی جیغای بنفش میزنی..مثل شب اول توی بیمارستان که همه بهت میگفتن کولی خانومممم....دختر من گله..فقط چون من شیرم کم بود گشنهمیموندی واسه همین مجبور بودیم در کنار شیر خودم شیر خشک هم بهت بدم...

به صدای من و بابایی عکس العمل نشون میدادی از همون روزای اول..وقتی برات شعرایی که تو حاملگی میخوندم رو دوباره میخوندم ساکت میشدی و فقط گوش میدادی..کم کم به صدای مامان جون و بابا جون و خاله هم عکس العمل نشون دادی و با صداهاشون آروم میشدی....

دختر گلم از خدای بزرگ ممنونم که تورو بهمون داده...خیلی دوستت دارم و اصلا طاقت دوریت رو ندارم..عاشقتم..

وقتی بهت نگاه میکنم خدا رو شکر میکنم و برای دوستای منتظرم خیلی دعا میکنم که همشون این لحظات زیبا رو تجربه کنن...

مادر شدن حس خیلی قشنگیه...خیلی خیلی..

غیر قابل توصیفه..انگار یه تکه ای از قلبت کنده شده و بیرون از بدن داره میتپه..

وقتی گریه میکنی دلم کنده میشه از جاش و وقتی میخندی تمام غم ها و سختی ها یادم میره....

خدا جونم شکررررررررررررررررت برای همه چی

ممنونممممممممممممممممممم

 ناز

ناز

ناز

نااز

ناززز

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (14)

مامان حلما
10 تیر 92 18:35
واااااااای ماشاالله چه خوشکله . خاله به ما هم سر بزنی خوشحال میشیم.
راحله
10 تیر 92 18:59
خیییلی زیبا بود هانی جونم الهی من قربونش بشم با اون چشمای قشنگشرنگ چشماش خیلی خاصه!خیلی زیباست!عین مامانش خوشکله.میبوسمتون


واای راحله جونم لطف داری..چشمات خوشگلن عزیزم..فدای تو بوووس برای تو و پسمل گل
صبا
10 تیر 92 19:39
ای جونمممممممممممم چقده نازو ملوسه هانای خوشگلمون. هانی دلم میخواد بخورمش مادرررررررررر


صبا جون فدات شم مرسی ایشالا به زودی عکسای نی نی تو رو ببینم جیگر
الناز مامان آوا
10 تیر 92 21:14
هزار ماشالله خيلي نازو دوست داشتنيه

چه عكساي بامزه اي گرفتي عكسي كه دهنش بازه رو خيلي دوست داشتم كلي نازش دادم . فك كنم شبيه خودت بور باشه خدا كنه رنگ چشماش تغيير نكنه آخه من عاشق بچه هاي چشم رنگيم اسپند يادت نره


عزیزم مرسی...لطف داری..فک نکنم رنگ چشماش تغییر کنه چون تاحالا که هرروز داره روشن تر میشه...فدات شم..آوا رو ببوس
بتی مامی ناتان
13 تیر 92 14:51
وای میخورمش هانا رو فدات شم عشق خاله
دلم میخواد از نزدیک ببینمت وبچلونمت واااااااااااااای


مرسی بتی جون ممنونم
شیپو
14 تیر 92 18:54
الهی دورش بگردممممممممم با اون چساش .. هانی جونم . اسپند دود کن.. از اون دستگاه لعنتی نگو هر چی عکس همسری گرفت وقتی اون تو بو یه بارم نگاهشون نکردمممممم


قربونت برررررررررررررم مرسی...آره واقعا خیلی سخت بود...خدا رو شکر به خیر گذشت..آنوشا رو ببوس
فلور(رویا)
15 تیر 92 11:38
سلام هانی جون تبریک میگم میدونستم مثله مامانش خوشگل میشه ازطرف من ببوسش


مرسی عزیزم..لطف داری..دلم برات تنگ شده هااا بیا کلوب ...دوست قدیمی بوووس
زهره مامان آرسام
16 تیر 92 20:59


ای جوووووونم هانای نانازم

خدا حفظش کنه با پدر و مادر


مرسی زهره جون...همچنین برای آرسام کوچولوی شما
سنجاقک ابی
23 تیر 92 4:18
سلام هانی جونم..الهی قربون اون دخملیه نازت بشم..زوووود تند سریع عکسای جدیدشو برامون بزار..منتظریماااا


عزیزم چشم حتما..بووووووووووس مرسی که سر میزنی
هانی
5 مرداد 92 15:33
هانیییییییی جونننننننننن چه ماه شده این هانااا اولین عکسش مثل فرشته هاستتتتتتت خیلی خوشحالم که این روز ای خوب رو داری تجربه میکنی.خاطره زایمانت رو هم خوندمممممم چه احساس پاکی بالاخره سختی ها تموم شدههورااااااااااااااااا

عزیزم مرسی فدات شم... اره واقعا هورااااا.. ولی اون روزا هم با اون همه استرس قشنگ بود..دلم تنگ شده برای اون روزا..بوووس
مژي
13 مرداد 92 14:15
سلام هاني جون
خيلي برات خوشحالم. دخملت هم عين خودت خوشمله.


سلام عزیزم مرسی مژی جونم...چشمات خوشگلن...دخملت رو ببوس
عاطى مامان حسين
5 شهریور 92 15:59
اي جونم
ماشاالله به دخمل نازت هانيييييي
خيلي خوردنيهههههههه


مرسیییییییی عاطیییییییییییییییی جونم بوس به تو و حسین کوچولو
نیلی مامان کیان
5 شهریور 92 17:51
مبارکه من شما رو از تایپیک تیر 91 میشناسم چقدر خوشحالم که صاحب یه نی نی ناز شدی

ماشالله صدقه یادت نره


مرسی نیلی جون عزیزم...ممنونم
ایشالا خدا نی نی شما رو هم نگه داره بوس
فرزان
5 شهریور 92 18:56
سلام همزاد. خوبی؟ فرزانم از مامانای کلوپ" تیر 91 میای بغلم" یادته؟
قدم گل دخترت مبارک باشه. ماشاا.. خیلی نازه. به وبلاگ دخمل منم سر بزن


سلام فرزان جون تپلی..خخخخخ
خوبی؟
مگه میشه یادم بره شما دوستای قدیمی و گلم رو..خیلی لطف کردی بوووووووووووس